خرید بک لینک
دیشب ساعت ۲ صبح مادر دوستم فوت کرده یه سکته و تمام از صبح حالم خوب نیست تازه خونشون رو سفید کرده بودن عصر رفت رنگ بخره یه جاهایی رو رنگ کنه که ظهر جمعه یه نهار خوب تو منزلش که یه عمر سفید نبوده بخوره برای پسر جوانش زن بگیره و عروسیش رو ببینه برای دختر ۱۵ سالش بهترین ها رو میخواست ولی به یک باره جام مرگ رو نوشیدما ادما چی هستیم جز چند کیلو پوست،گوشت،استخوان و خون یا یه جمله بگم مقدار زیادی پوچی ،به چی مغروریم ؟خلاصه روزگار بر شما خوش مهربان باشید

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 22:48

این روزا بیشتر از اینکه به فکر خودم باشم به این فکر میکنم که اون دختره......... ولی تهش من به این فکر میکنم ایا الان خوشحاله،ای کاش خوشحال باشه

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 17:20

صفحه بندی